تبليغاتX
...واسه دل خودم

...واسه دل خودم
ارزش انسان به افکار وباورهای اوست.


خدایا دستم به آسمانت نمی رسد

اما توکه دستت به زمین میرسد...

بلندم کن.

[ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 13:47 ] [ شهلا ] [ ]

  

به باران دل نبند

 که هر چهار فصل،

 دیوانه‌ات خواهد کرد:

 اگر ببارد، از شوق

 اگر نبارد، از دلتنگی...

 


[ چهارشنبه یازدهم آبان 1390 ] [ 10:45 ] [ شهلا ] [ ]

  •  سنگ‌ها در برکه‌ از خواب تو لبریزند
  •  ایستادن، ریشه دارد در غرور من
  •  مِه که می‌گیرد دلم بوی تو می‌گیرد
  •  در عقیق بوسه‌ات لب‌های من در حالت ذکرند
  •  و علی‌رغم هزاران قفل/ نور، آخر نشت خواهد کرد

                                      سیدعلی میرافضلی

[ پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390 ] [ 20:46 ] [ شهلا ] [ ]
سلام به همه دوستای خوبم

یه مدت موقت اینترنت ندارم اما ممنون که هنوز بهم سرمیزنین خیلی زود میام  وبابت این تاخیر عذر میخوام ...

[ شنبه نوزدهم شهریور 1390 ] [ 11:13 ] [ شهلا ] [ ]

در تمنای نگاهت بی قرارم تا بیایی  

 

من ظهور لحظه ها را می شمارم تا بیایی

 

خاک لایق نیست تا به رویش پا گذاری 

 

در مسیرت جان فشانم گل بکارم تا بیایی ...


[ شنبه بیست و پنجم تیر 1390 ] [ 19:15 ] [ شهلا ] [ ]


به باران بگو بیش ازین‌ها ببارد

و باران مگر چیست؟

سلام تو وقتی که در می‌گشایی

صدای تو وقتی که از شوق خیس است.


[ پنجشنبه نهم تیر 1390 ] [ 21:27 ] [ شهلا ] [ ]

می‌نشینم لبه حوض و ترا می‌پایم:

بوسه‌هایت سرخ است

اشک‌هایت آبی

گونه‌هایت وسط آب و عطش حیران است.

 

رنگ موهای تو بر عکس خیالات جمیع شعرا

شب ظلمانی نیست

ظهر تابستان است.

 

تو زبان لب خاموش مرا می‌دانی

لهجهء بوسه تو خیس‌تر از باران است.

 

می‌نشینم لبه حوض و ترا می‌پایم:

پشت این پلک که وا می‌کنی و

                                    می‌بندی

داستان‌های عجیبی داری

دوست دارم که بخوانم بازت

دوست دارم که ببینم این بار

در نگاه تو چه افسانهء پر جاذبه‌ای پنهان است.

 

         از:سیدعلی میرافضلی


[ یکشنبه هشتم خرداد 1390 ] [ 20:23 ] [ شهلا ] [ ]
      

      آهای پسرک 

      که گرم از خورشیدتنم

      آبتنی میکنی توی چشمهای دست به گریه ام ...

      چندسال دیگرزنده میمانی؟

      که نمیخواهی بفهمی 

      می شودعاشق مرد...!


[ شنبه دهم اردیبهشت 1390 ] [ 10:52 ] [ شهلا ] [ ]
    

     ریاضی وار هم که نگاهت کنم 

     تونه در مثلث عشق جا میشوی 

     نه دردایره ی تاریخ

      نه درچهارضلعی هیچ پنجره ای 

      توروزبه روز بزرگترازهرهندسه ای میشوی 

       برعکس من که به حسابم نمی آوری،خودت اصلا حساب نمیشوی

      توبیشترازانگشتان دست منی...


[ شنبه بیستم فروردین 1390 ] [ 20:3 ] [ شهلا ] [ ]
 الهي! اي خالق بي‌مدد و اي واحد بي‌عدد، اي اول بي‌هدايت و اي آخر بي‌نهايت. 

    اي ظاهر بي‌صورت و اي باطن بي‌سيرت، 

   اي حي بي‌ذلت، اي بخشنده بي‌منت، اي داننده رازها، اي شنونده آوازها،

   اي بيننده  نمازها، اي شناسنده نامها، اي رساننده گامها، 

  ای مطلع بر حقايق، اي مهربان بر خلايق، 

  عذرهاي ما بپذير كه تو غني و ما فقير و بر عيب‌هاي ما مگير كه تو قوي و ما حقير، از بنده خطا آيد و ذلت و از تو عطا و رحمت...

   اینم یه قطعه از الهی نامه خواجه عبداله انصاری بود که واقعا خوندنش خیلی 

خیلی لذتبخشه و کتابش  اگه اهل هدیه دادن باشین واسه عید خیلی هدیه پربارو 

به یادموندنی ای هست.دوستان 

    خوبم  سال نو رو پیشاپیش به همتون تبریک میگم و آرزوی سلامتی برای 

همتون دارم.

     امیدوارم سال 90 سال خیلی خیلی خوب وپربرکتی براتون باشه.تا پست بعد 

توی سال90 خداحافظ...



[ شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 ] [ 21:56 ] [ شهلا ] [ ]

درباره وبلاگ

سلام
نظراتون خوشحالم میکنه.ممنون
امکانات وب